۱۳۹۲ اردیبهشت ۸, یکشنبه

ضرورت درک افراط ها نویسنده : تراب حق شناس


ضرورت درک "افراط" ها و حمایت از آن ها
نویسنده: تراب حق شناسيكشنبه ، ۱۸ فروردين ۱۳۹۲؛ ۰۷ آوریل ۲۰۱۳
توجه، باز شدن در یك پنجره جدید. چاپ
نظم مستقر سرمایه داری جایگاه مخالفین خود را هم تعیین می کند برخی را "چپ" رسمی و برخی را افراطی طبقه بندی می کند و این را آنقدر در بوق و کرناهای خود می دمد تا نه تنها مردم بلکه خود چپ ها هم این طبقه بندی را قبول کنند. آنکه رسمی تلقی شده هر چه بیشتر به کرنش و سازش بگراید و آن که افراطی تلقی شده ماندن در حصار و انزوا را برای خود امری ابدی بداند. خواست های زحمت کشان باید با نامه نگاری و التماس صورت گیرد و اگر مثلا شکل مسلحانه به خود گرفت حتی سازمان عفو بین المللی هم از آن حمایت نمی کند. اعمال خشونت و استفاده از سلاح فقط حق دولت و پلیس است و کسانی که حق خود را مطالبه می کنند فقط باید خشونت را دریافت کنند و اگر ناله کنند چندان به گوش کسی نمی رسد. کسانی هم هستند که با اتکا به عصای حقوق بشر از دولت های سرکوبگر گله می کنند که چرا در واکنش خود "تناسب" را رعایت نکرده اند!

۱۳۹۲ اردیبهشت ۷, شنبه

آن آفت سیاسی نویسنده : فریبرز رئیس دانا


آن آفت سیاسی

فریبرز رئیس‌دانا

نقد اقتصاد سیاسی27/04/2013    

کارنامه‌ی تاچر و تاچریست‌ها در بریتانیا و ایران


در فوریه‌ی 1979 دو راه‌حل پارلمانی برای بحران درحال‌ظهور سرمایه‌داری در انگلستان پیشاروی حزب حاکم و حزب محافظه‌کار مطرح بود که با یکدیگر تناقض عمیقی داشتند. محافظه‌کارانی که به رهبری هارلد مک‌میلان بودند هنوز به راه‌حل «کینزی» اعتقاد داشتند. این که همه دور هم جمع شوند و بفهند که همه چیز درست است و این که مردم از رهبری واحدی تبعیت می‌کنند. اتحاد بین اتحادیه‌های بزرگ کارفرمایی و کارگری و کلیسا برقرار شود. دولت متکی به این اتحاد سیاست‌های مالی مؤثر کینزی را با فرصت کافی اعمال و از وقوع بحران پیشگیری کند. این راه‌حل کمابیش با راه‌حل حزب کارگر، که کمی بیش‌تر به کنترل اقتصاد باور داشت شباهت بسیار داشت.

۱۳۹۲ فروردین ۲۵, یکشنبه

۱۳۹۲ فروردین ۲۰, سه‌شنبه

پرولتری که پروفسور هم شد .درباره محمود عبادیان . نویسنده : محمد قراگوزلو


پرولتری که پروفسور هم شد
با احترام به محمود عبادیان

محمد قراگوزلو





اول (ممدوف خوش اومدی) 

از دست آوردهای پر شمار انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ یکی هم اینکه شور و شوق شگفتی در میان کارگران و زحمت کشان و کمونیست‌های آسیایی به وجود آورد. این اشتیاق و همپوشانی - که از ماهیت کارگری و انترناسیونالیستی انقلاب اکتبر سر چشمه می‌گرفت - به نحو مشخصی به عروج احزاب کمونیست و اتحاد کارگری در کشورهای همسایهٔ اتحاد جماهیر شوروی یاری رساند. یکی از این کشور‌ها، ایران بود که از بخت بلند همسایه گی با دولت بلشویکی نیز برخوردار بود. انقلاب اکتبر برای کمونیست‌های ایران نه فقط بستری برای سازمان دهی کارگری و تشکیلاتی بود، بل که فرصتی یگانه نیز بود که امکان ملاقات با برجسته‌ترین رهبران و نظریه پردازان کمونیست همهٔ تاریخ تاکنونیِ ما را فراهم کرد و زمینه‌های ارتقای اعتماد به نفس طبقهٔ کارگر نوجوان ایران را نیز به وجود آورد. حضور کمونیست برجسته یی همچون آوتیس سلطان‌زاده در انترناسیونال دوم و پلمیک‌های جانانه یی که از وی با بزرگانی مانند لنین و تروتسکی و بوخارین و هیلفردینگ به جای مانده، به مثابهٔ سند درخشانی در جنبش کارگری – کمونیستی ایران ثبت گردیده است. در این زمینه بنگرید به: